تبليغاتX
ندا و ایران

ندا و ایران

نفس کشید زمین...ما چرا نفس نکشیم؟

 

SHمی گویند: آسیا بانی "افزایش" حضور...یا عادلانه تر است اگر بگوییم "آغاز" حضور زنان در عرصه های سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و ...است.این یعنی فکر نکنیم چون خدا ما را در آسیا آفریده...یا در یک کشور جهان سوم...دیگر در انتظار یک پیشرفت درست و حسابی حتی بدست خودمان،نباشیم.حالا این پیشرفت یا استقامت یا جهش را در تاریخ خودمان به کرات دیده ایم. و در همیشان چند نقطه ی مشترک وجود دارد.مبارزه و مقاومت در برابر یک ظالم  و  اینکه در راس همیشان یک یا چند "مرد" قرار دارند. کسی هم توقعی نداشت که در آن برهه ی زمانی یک زن دست به چنین جنبشی بزند هرچند در هیچکدام نمی توان حضور زن را انکار کرد اما اینکه در راس قدرت و تفکر باشد...خیر. اما اگر فعلا از کشور خودمان و "شیرین عبادی" بگذریم،می رسیم به نام های: ایندیرا گاندی  در هند، کورازان آکینو در فیلیپین، بی نظیر بوتو  در پاکستان ، خالده ضیا  در بنگلادش،هانگ میونگ  در کره جنوبی  و حتی هیلاری کلینتون،نانسی پلوسی،...در آمریکا. اینها نام چند زن بود که برخلاف جریان آب حرکت کردند و موفق شدند.مثل خمینی ما.کسانی که مبارزه و مقاومت کردند و در راس یک جنبش،یک انقلاب قرار گرفتند( در باره ی هرکدامشان در پست های مستقل توضیح می دهم).

اما برگردیم به ایران.اگر زنان ِ حاشیه ی قدرت و شهرت را که فقط طرفداران جنبش زنان، اسمشان را شنیده اند و معلوم نیست کجا هستند و این تلاشهایی که می کنند کی به بار می نشیند کنار بگذاریم می رسیم به زن وکیل ایرانی که کارهایش سخت سر و صدا کرد."شیرین عبادی" که معلوم نیست دنبال چیست.در حرفهایش از همان شعارهای "مو به تن راست کن" می زند و تلاش می کند و تلاش می کند و تلاش می کند و جایزه ی نوبل می گیرد.جایزه ی نوبل!!(صرف نظر از سیاسی بودنش طبق نظرات خاتمی).یک زن...یک ایرانی...یک مسلمان...یک جایزه ی بین المللی...دوربین مخفیه؟! اما درست زمانی که تلاش و البته دعای چندین هزار نفر داشت به بار می نشست و زنان ایرانی هم در دنیا و مهمتر از همه در ایران فقط کمی شناخته تر می شدند،می زند و عقده ها یا کینه های دوران کودکی و جوانی اش سر باز می کند و روسری اش را بر می دارد.کسی که حقوق خوانده و اینهمه سال زحمت کشیده به ساده ترین و بدترین وضع، بهانه می دهد دست دولت که در اخبار آن شب حتی گیر کردن نمی دونم مگس در چی چی هواپیما را اعلام کنند اما حرفی از جایزه و...نشود.اما اگر عبادی و خیلیهای دیگر آن روزها مثل کسانی که در بالا برایتان نام بردم کمی هوشمندانه تر و حساب شده تر و سیاست مدارانه تر رفتار می کرد شاید جنبش زنان حداقل چند قدمی جلو تر می بود و الان مجبور نبودیم اخبارشان را در سایت ها و مجهز به فیلتر شکن دنبال کنیم.اخباری که فقط حوصلیمان را سر می برد.  شاید بهتر باشد عبادی و فمینیست ها و طرفداران جنبش زنان در ایران اول برای خودشان و مردم مشخص کنند که آیا مشکلشان با تبعیض ها و بی عدالتی های علمی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ست یا حجاب و اینگونه مسائل پیش پا افتاده؟

+ نوشته شده در  85/11/21ساعت   توسط ندا  | 

 

 

no no no

 

 

"نسبت دختران دانشجو به پسران دانشجو 60 به 40 است."

 

"جامعه شناسان:اکثر دختران بعد از ورود به دانشگاه بیشتر به مسائل "زنانه" کشیده می شوند و انگیزه ی اولیه برای ادامه ی تحصیل را از دست می دهند. و تعداد دخترانی که در مقاطع بالای تحصیلی ادامه ی تحصیل می دهند به مراتب کمتر از پسران هستند.( منبع)

 

"طرح بعضی از نمایندگان مجلس در خصوص محدودیت جنسیتی در پذیرش دانشجو"

 

"کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه ای طرح بعضی از نمایندگان مجلس را محکوم کرد"(منبع)

 

 

این خبر که تعداد دختران دانشجو به مراتب بیشتر از پسران است  از همان اول کلی قند توی دل ما آب کرد اما باید واقع بین بود.تعداد، بیشتر است اما آیا به همان اندازه دخترانی که بعد از حداقل 12 سال درس و هزینه و تلاش نشسته اند درکلاس دانشگاه حضور فعال دارند؟اصلا بهشان امیدی هست؟ چند درصدشان برای درس و ادامه ی تحصیل آمده اند و چند نفر برای همسر یابی؟ نیت هم مهم نیست.چند نفرشان تا آخر هستند و ادامه می دهند؟این هم مهم نیست.چند نفر از مدرکشان استفاده می کنند؟چند نفر چرخ جامعه را می چرخانند؟چند نفر بعد از ازدواج هم می توانند شاغل باشند؟چند نفر بعد از تولد فرزند هم می توانند شاغل باشند؟چند نفر می توانند همسری پیدا کنند که در کارهای خانه کمک کند به همان اندازه که زن در کارهای بیرون کمک می کند؟

 

زنان تحصیلکرده در جامعه یعنی فرزندانی که قرار است کم باشند و حساب شده تر از ما تربیت شوند.اما آیا در اینکه در ایران هنوز نان آور اصلی خانواده،مرد است شکی هست؟کاری به آرمانها ندارم که هم زیادند هم فعلا دست نیافتنی.اما اینکه زنان جامعه تحصیلکرده تر باشند ،به همان اندازه که مردان جامعه تحصیلکرده تر باشند تبعیض به حساب می آید. در آخر.مردان نان آوران اصلی خانواده هستند(نه تنها نان آوران) و زنان تربیت کنندگان اصلی.(نه تنها تربیت کنندگان).این یعنی اگر سهمیه بندی، 50-50  شود عادلانه است.

از طرف ما که تصویب شد!

پ.ن:توی عکس کفه های ترازو رو برابر فرض کنید که سو تفاهم پیش نیاد.

+ نوشته شده در  85/11/12ساعت   توسط ندا  |