
همایش چهره های ماندگار این بار حقیقتا ماندگار بود.مرد سن بالایی به نام "محمد نوری" با تشویق حضار پیر پاتال و پرسابقه و پرخاطره می آید بالا. صدا صاف می کند و شروع می کند به خواندن.صدایش برایمان آشناست.بله..."نازنین مریم"را یادمان می آورد اما این بار به قدرت صدایش ایمان آوردیم که زنده اجرا می کند.کمی می خواند و آن جاست که برای پدر و مادر" عزت خان ضرغامی" طلب آمرزش می کنیم که قبل از اینکه برای اعلام زمان و مکان مراسم تدفین در اخبار با نامش آشنا شویم آوردتش که نشان دهد هنوز هم می تواند روی اصفهانی و افتخاری را کم کند. او می خواند و ما پای تلویزیون میخ می شویم .اول معنی شعر که از "ابراهیم نادری"ست توجهمان را جلب می کند و بعد اهنگ و ریتم شعر و بعد کم کم همراهش می خوانیم."ما برای خاک ایران چه سفرها کرده ایم...چه خطرها کرده ایم..."صدایش گاهی می لرزد و این لرزش صدا چه خوب به حس و حال اجرا و شعر کمک می کند. به آخرهای اجرا که می رسیم دلمان برای ایرانمان تنگ می شود.ایرانی که او وصفش می کند و چه سفرها و خطرها کرده اند برایش... با صرف نظر از کمی نا هماهنگی و جلو جلو رفتن کار جوان پیانیست هم خوب بود.
در آخر به قول "همشهری جوان" تمام اینها دست به دست هم دادند که ما با افتخار یک گوی بلورین تقدیم مسئولین برگزاری همایش چهره های ماندگار کنیم.بفرمایید!
