تبليغاتX
ندا و ایران

ندا و ایران

نفس کشید زمین...ما چرا نفس نکشیم؟

۱.درود!

۲.احتمالا این وبلاگ کوتاه عمر ما داره نفسای آخرشو می کشه چون بعد از این کلی کار می ریزه رو سرم که شاید وقت برای وبلاگ نوشتن نداشته باشم.اما توی این حدودا دو سه ماهه که به طور جدی تر با به قول عزیزی "وبلاگ آباد" آشنا شدم کلی کیف کردم.چون شاید اینجا تنها جایی باشه که هم نوشته های یه پسر ۱۷ ساله رو می خونی هم یه خانوم بچه دار و معمولا خارج از کشور رو!به هر حال می دونم دلتون برای به قول الهه "گله کردن" هام تنگ می شه اما اینم فهمیدم که آدما و حتی خودم بیشتر ترجیح می دیم "زیبایی ها" رو بخونیم و ببینیم و از دور لمس کنیم و تا وقتی هم که این وبلاگو کسی که "باید" نمی خونه آب در هاون کوبیدن است. هرچند فکر می کنم تو بعضی پست هام چیزایی رو گفتم که کمتر به چشم می اومد یا مطبوعات کمتر اجازه ی پرداختن بهشونو داشتن.و اما پست امروز...

۳.مغزی از کار افتاده اما قلبی هنوز می تپد!آن سوی پنجره کسی انتظار می کشد و می اندیشد:"آیا طلوع فردا را خواهد دید؟"

برای گرفتن کارتی که نشون می ده شما اجازه می دید بعد از مرگتون از اعضای بدنتون برای زنده کردن کس دیگری استفاده بشه می تونید به اهدای عضو برید.منتها بهتره قبلش به خانواده خبر بدین!

 

+ نوشته شده در  85/06/30ساعت   توسط ندا  | 

_

ای بابا این دیگه چیه؟

فیلتره دیگه مگه نمی دونی؟سایتا و وبلاگا هم سانسور دارن منتها برای فیلم رو می گن سانسور برای اینترنتو می گن"فیلتر".

می دونم ولی شنیده بودم فقط سایتای...سایتای "چیز*" رو فیلتر می کنن!این که فقط یه وبلاگ سیاسی معمولیه!

سایت "چیز" و "غیر چیز" نداره،توی تعرفه ای که برای "فیلترکن"ها میاد می نویسن تمام سایتها و وبلاگهای سیاسی رو فیلتر کنید جز اونایی که مال یکی از اشخاص فعال سیاسی کنونیه.مث همین احمدی نژاد و ابطحی و اینا.یعنی سیاســـــــــــت؟

فیلــــــــتر!

                                                         ****

_

بازم که اینو زد!

چیو زد؟

هیچی بازم نوشته "دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد"!

اینو که یه ربع پیش بهت گفتم!

نه!آخه سایت سیاسی نرفتم که.یه سایته درباره ی مسائل و مشکلات زنان و اینا.

آها!آخه تو اون تعرفه ای که گفتم،یه جای دیگه ش نوشته تمام سایتها و وبلاگهایی که به طور مستقیم و بی پرده به مسائل زنان و دختران می پردازه همه از دم فیلتر.همین سایت زنان هم تا چند وقت پیش فیلتر بود بعدش هم که دیگه متوقف شده.یعنی زن هم؟

ااااه... فیلــــــــتر!

حالا خیلی ناراحت نباش من یه "فیلتر شکن" مشتی سراغ دارم

آخ جون.......بزن ببینم!

بیا!

نچ ...

خب! چی شد؟

...

می گم چی شد؟

مشترک عزیز دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد

آآآآ!

                                                         ****

+

ببینم! این چت روما برای تو هم باز نمی شه؟

چرا، باز می شه منتها سر خود باز می شه معلوم نیست اسمش چیه و مال کجاس و اینا.آخه می دونی اون تعرفه ای که...

اون تعرفه ای که گفتی،یه جا دیگه ش نوشته اسم همه ی روما از دم فیلـــــتر.ولی استثناَ این یکی فیلتره خوب بود چون روم بیخود زیاد می ساختن.

              _______________________________________________

چیز:در اینجا منظور سایتها و وبلاگهای کاملا غیر اخلاقی می باشد.

+ نوشته شده در  85/06/21ساعت   توسط ندا  | 

1)فرض کن ایستاده ای برای تاکسی اما قبل از پیدا کردن تاکسی حداقل چهار،پنج ماشین مدل بالا و پایین نگه می دارند و بوق می زنند ولبخند می زنند و سر تکان می دهند و د م تکان می دهند و...

فرض کن در خیابان راه می روی . تو تا حد امکان سعی می کنی به کسی نخوری و به جایش دیگران اصرار عجیبی دارند که به تو بخورند...

فرض کن گاهی اوقات مجبور می شوی تحمل کنی که کسی آشکارا دنبالت راه می آید و حرف می زند...

فرض کن ...نه !فرض کردن بس است.نگاه کن.درست نگاه کن!

 

2)فرض های بالا واقعیت است.رفتار است.جزو رفتارهای ناهنجار است که برایش نام هم گذاشته اند."مزاحمت های خیابانی".

 

3)روانشناسان می گویند کسانی که از داشتن خانواده ی معمولی و دارای ابتدایی ترین تحصیلات بی بهره اند یا از داشتن خانواده ی الکلی و نا بهنجار بهره مند، این رفتار را از خود نشان می دهند.اما  کافیست به توصیه ی بالا عمل کنید و درست نگاه کنید که ببینید متاسفانه این رفتارها یا(علمی تر)مزاحمت های خیابانی از همه قشری سر می زند.پیر،جوان،فقیر،غنی،تحصیلکرده،بدون تحصیلات،خانواده دار و خانواده ندار.متاسفانه به نظر می رسد تنها نقطه ی مشترک مذکر بودن است!

 

4) گفته شده طبق ماده ی 619 قانون مجازات اسلامی "هرکس در اماکن یا معابر،متعرض یا مزاحم اطفال یا زنان شود یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون و حیثیت به آنان توهین نماید به حبس از 2 تا 6 ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد"این هم از قانون.اما چه کسی شمرده است که چند نفر را به این جرم حبس کرده اند یا شلاق زده اند؟!

+ نوشته شده در  85/06/12ساعت   توسط ندا  | 

                                  نگاهی متفاوت تر به "عشق"

 

قبل از اینکه هبوط در کویر دکتر شریعتی را بخوانم(شما هم اگر خواندید می توانید بقیه ی مطلب را نخوانید)مثل خیلی های دیگر وقتی این دو مفهوم را یعنی "دوست داشتن" و "عشق" را کنار هم می گذاشتم، دوست داشتن به نظرم کمرنگ تر می آمد و عشق برایم حکم یک شروع خوب برای دوستی پایان ناپذیر و اسطوره ای بود اما بعد از خواندن این کتاب (که بعضی جاهایش را دربست قبول داشتم و بعضی جاهایش را که می خواندم آرزو می کردم نویسنده اش زنده بود که مستقیما بهش اعتراض می کردم) به این نتیجه رسیدم که:

 دوست داشتن به مراتب برتر است از عشق.دوست داشتن پیوند دو روح است و عاشق بودن فنا شدن بخاطر یکدیگر.شعله ی عشق می سوزاند و شعله ی دوست داشتن گرم می کند.عشق جوششی یکطرفه است وبه معشوق نمی اندیشد که کیست؟به همین دلیل همیشه به اشتباه می رود و حاصلش فنا شدن و فنا کردن و پشیمانی ست.ولی دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و زیر نور سبز می شود و به همین دلیل همواره پس از آشنایی بوجود می آید.ابتدا دو روح، رنگ آشنایی و هماهنگی را در نگاه یکدیگر درمیابند و بعد از "آشنا شدن"است که"خودمانی" می شوند(دو روح نه دو نفر که ممکن است دو نفر درعین رودربایسی ها و حرمت ها احساس خودمانی بودن کنند و این احساس آنقدر ظریف است و فرار که گاه قابل تشخیص نیست)و سپس طعم خوش آمیختگی و خویشاوندی را در کلام و رفتار یکدیگر دریابند. دوست داشتن حسادت نمی شناسد و هر چه حسد است در عشق است.عاشق است که معشوق خود را می خواهد فقط برای خود و در مقابل متنفر است از رقیب.اما در مقابل، یک دوست، دوست خود را می خواهد نه برای خود بلکه برای خدمت به دیگران و محبوب تر شدن و در دوست داشتن است که "هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند".کمکش می کند که رشد کند تا جایی که از خود او هم عبور کند. عاشق، معشوقش را آنگونه می بیند که می خواهد نه آنگونه که هست.او را زیر سلطه ی عشق خود خرد می کند و به او مجال تغییر یا بهتر شدن نمی دهد.عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد.عشق همواره به تردید آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است.عشق غرق شدن در دریاست و دوست داشتن شنا کردن در آن.و در آخر دوست داشتن است که از حب الهی سرچشمه می گیرد نه عشق، که محبت خدا سرد نیست،داغ نیست،حرارت ندارد،غرض ندارد،رسیدن ندارد،یافتن ندارد،...

 

                                                                          برداشت نیمه آزاد از "هبوط در کویر" اثر علی  شریعتی 

+ نوشته شده در  85/06/07ساعت   توسط ندا  |